bagged

/bæɡd/
baga container made of flexible material-edpast tense suffix
adjective (صفت)informal

صفت — کیسه‌ای شده

کیسه‌ای شدهجمع‌آوری شده

در کیسه قرار گرفته یا جمع‌آوری شده، اغلب به‌طور غیررسمی.

Contained or wrapped in a bag; collected or obtained, often informally.

«میوه‌ها در بازار کیسه‌ای شدند.»

The fruits were bagged at the market.

«او سریعاً خریدها را در کیسه گذاشت.»

He bagged the groceries quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
packedبسته‌بندی شده

رایج است و به معنای قرار دادن در ظرف است، کمی عمومی‌تر از bagged.

Common. Means put into a container, similar but more general than bagged.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000