bailing

bail·ing/ˈbeɪlɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bailedpast participle (مفعولی): bailed-ing (حال): bailing3rd (سوم): bails

فعل — خالی کردن آب

خالی کردن آبکشی آب از قایق

با استفاده از ظرف، آب را از قایق خارج کردن تا از غرق شدن جلوگیری شود.

Removing water from a boat using a container to prevent sinking.

«آن‌ها برای حفظ قایق در روی آب، آب را خالی می‌کردند.»

They were bailing water to keep the boat afloat.

«زمانی که نشتی تعمیر شد، خالی کردن آب متوقف شد.»

Bailing stopped when the leak was fixed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
emptyingخالی کردن

رایج. اصطلاح کلی برای خالی کردن محتویات، در اینجا قابل تعویض است.

Common. General term for removing contents, interchangeable here.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000