bandar

ban·dar/bænˈdɑːr/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): bandars

اسم — بندر

بندر

به بندرهای خاصی در کشورهای آسیایی و آفریقایی گفته می‌شود.

A port or harbor on the coast of certain Asian and African countries.

«کشتی برای تخلیه بار خود در بندر پهلو گرفت.»

The ship docked at the bandar to unload its cargo.

«بندرعباس یک شهر بندری بزرگ در ایران است.»

Bandar Abbas is a major port city in Iran.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): bandars

اسم — میمون بندار

میمون بندارماکاک رزوس

گونه‌ای از میمون‌های بزرگ که در هند و آسیای جنوب شرقی یافت می‌شود، معروف به ماکاک رزوس.

A large monkey found in India and Southeast Asia, also known as a rhesus macaque.

«ما یک میمون بندار دیدیم که از میان درختان تاب می‌خورد.»

We saw a bandar swinging through the trees.

«میمون‌های بندار به خاطر صورت‌های قرمز متمایزشان شناخته شده‌اند.»

Bandars are known for their distinctive red faces.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000