در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک موسسه مالی که از مردم سپرده قبول میکند و اعتبار ایجاد میکند.
A financial institution that accepts deposits from the public and creates credit.
«من باید به بانک بروم تا یک چک واریز کنم.»
“I need to go to the bank to deposit a check.”
«بانک گزینههای وام مختلفی ارائه میدهد.»
“The bank offers various loan options.”
زمین کنار یا شیبدار به سمت یک رودخانه یا دریاچه.
The land alongside or sloping down to a river or lake.
«ما کنار رودخانه نشستیم و قایقها را تماشا کردیم.»
“We sat on the river bank and watched the boats.”
«روستا در کرانه شمالی رودخانه واقع شده است.»
“The village is located on the north bank of the river.”
روزمره. مشابه 'bank' اما معمولاً به زمینی اطلاق میشود که با دریا یا دریاچه بزرگ هممرز است. 'کنار رودخانه' در مقابل 'ساحل دریا'.
Everyday. Similar to 'bank' but typically refers to the land bordering a sea or large lake. 'River bank' vs. 'Sea shore'.
روزمره. بر منطقه بلافاصله مجاور رودخانه تأکید دارد. اغلب به طور غیررسمی برای توصیف یک مکان استفاده میشود. 'آنها در کنار رودخانه پیکنیک داشتند' در مقابل 'بیایید کنار رودخانه ملاقات کنیم'.
Everyday. Emphasizes the area immediately adjacent to a river. Often used informally to describe a location. 'They picnicked on the bank of the river' vs. 'Let's meet at the riverside'.
پول را در بانک گذاشتن.
To place money in a bank.
«او تصمیم گرفت پساندازش را به بانک بسپارد.»
“She decided to bank her savings.”
«باید به طور منظم درآمد خود را به بانک بسپارید.»
“You should bank your earnings regularly.”
روزمره. اصطلاح رسمیتر و خاصتر برای واریز پول به حساب بانکی. 'پول خود را به بانک بسپارید' رایج است، اما 'واریز کردن حقوق خود' نیز معتبرتر و رسمیتر است.
Everyday. More formal and specific term for putting money into a bank account. 'Bank your paycheck' is common, but 'deposit your paycheck' is equally valid and more formal.