barbequed

bar·be·qued/ˈbɑːrbɪkjuːd/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): barbecuedpast participle (مفعولی): barbecued-ing (حال): barbecuing3rd (سوم): barbecues

فعل — کباب کرده

کباب کردهباربکیو کرده

غذا را روی کباب‌پز بر روی آتش باز یا زغال داغ، یا در دستگاه دودی کردن غذا پخته است.

Cooked food on a grill over an open fire or hot coals, or in a smoker.

«ما تمام بعدازظهر دنده کباب کردیم.»

We barbequed ribs all afternoon.

«مرغ به خوبی کباب شده بود.»

The chicken was perfectly barbequed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grilledگریل شده

معمولی. 'گریل شده' به معنای پخت مستقیم روی حرارت است، اغلب روی صفحه داغ یا میله‌های گریل. 'باربکیو شده' معمولاً به فرآیند پخت آهسته‌تر، اغلب با دود و سس‌های خاص اشاره دارد، اگرچه گاهی اوقات برای کباب کردن در فضای باز به جای یکدیگر استفاده می‌شوند. 'مرغ گریل شده' اغلب سریع‌تر از 'مرغ باربکیو شده' آماده می‌شود.

Common. 'Grilled' implies cooking directly over heat, often on a griddle or grill bars. 'Barbecued' usually implies a slower cooking process, often with smoke and specific sauces, though sometimes used interchangeably for outdoor grilling. 'Grilled chicken' is often faster than 'barbecued chicken'.

roastedبریان شده

معمولی. 'بریان شده' به معنای پخت در فر یا روی آتش باز است، اغلب با حرارت خشک. در حالی که برخی از انواع باربکیو می‌تواند نوعی بریان کردن باشد، 'بریان شده' معمولاً به طعم دودی یا طبیعت فضای باز 'باربکیو شده' اشاره نمی‌کند. 'سیب‌زمینی بریان شده' معمولاً در فر پخته می‌شود.

Common. 'Roasted' implies cooking in an oven or over an open fire, often with dry heat. While some barbecuing can be a form of roasting, 'roasted' doesn't usually imply the smoky flavor or outdoor nature of 'barbecued'. 'Roasted potatoes' are typically oven-cooked.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more barbequedsuperlative (عالی): most barbequed

صفت — کباب شده

کباب شدهباربکیو شده

با روش باربکیو پخته شده؛ دارای طعم مشخص باربکیو.

Cooked by barbecuing; having the characteristic flavor of barbecue.

«من عاشق مرغ باربکیو هستم.»

I love barbequed chicken.

«گوشت خوک باربکیو شده خوشمزه بود.»

The barbequed pork was delicious.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smokedدودی

توصیفی. 'دودی' به طور خاص به غذای پخته شده یا طعم‌دار شده با دود اشاره دارد که جزء اصلی بسیاری از غذاهای باربکیو شده است. همه غذاهای باربکیو شده به شدت دودی نیستند و همه غذاهای دودی باربکیو شده نیستند. 'ماهی قزل‌آلای دودی' معمولاً به روش دودی سرد تهیه می‌شود.

Descriptive. 'Smoked' refers specifically to food cooked or flavored with smoke, which is a key component of many barbecued items. Not all barbecued food is heavily smoked, and not all smoked food is barbecued. 'Smoked salmon' is typically cold-smoked.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000