grilled

/ɡrɪld/
1adjective (صفت)common

صفت — گريل‌شده

گريل‌شدهکبابی

غذا که توسط حرارت مستقیم روی کباب‌پز پخته شده و معمولاً سطحی سوخته یا کبابی دارد.

Cooked by direct heat on a grill, usually giving a slightly burnt or charred surface.

«من برای شام مرغ گریل‌شده خوردم.»

I had grilled chicken for dinner.

«سبزیجات کبابی در باربیکیوها خوشمزه‌اند.»

Grilled vegetables are delicious at barbecues.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): grilledpast participle (مفعولی): grilled-ing (حال): grilling3rd (سوم): grills

فعل — کباب کرد

کباب کردگریل کرد

گذشته فعل grill: پختن غذا روی حرارت مستقیم یا کباب‌پز.

Past tense of grill: to cook food over direct heat or a grill.

«او استیک‌ها را بیرون کباب کرد.»

He grilled the steaks outside.

«او برای مهمانی برگرها را گریل کرد.»

She grilled burgers for the party.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000