grift

/ɡrɪft/
verb (فعل)informalpast (گذشته): griftedpast participle (مفعولی): grifted-ing (حال): grifting3rd (سوم): grifts

فعل — فریب دادن

فریب دادنکلاهبرداری کردن

کسی را فریب دادن یا از پولش کلاهبرداری کردن.

To swindle or cheat someone out of money.

«او با طرح‌های سرمایه‌گذاری جعلی مردم را فریب می‌داد.»

He grifted people with fake investment schemes.

«آن‌ها تلاش کردند از گردشگران کلاهبرداری کنند.»

They tried to grift money from tourists.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scamکلاهبرداری

غیررسمی. معنی مشابه؛ معمولاً به طرح فریبنده یا تقلبی اشاره دارد.

Informal. Similar meaning; scam often implies a con or fraudulent scheme.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000