grieves

/ɡriːvz/
grieveto feel deep sorrow-sthird person singular present
verb (فعل)commonpast (گذشته): grievedpast participle (مفعولی): grieved-ing (حال): grieving3rd (سوم): grieves

فعل — غمگین شدن

غمگین شدنسوگواری کردن

احساس یا ابراز غم عمیق، به‌ویژه به خاطر از دست دادن یا مرگ

Feels or expresses deep sadness, especially due to loss or death

«او برای دوست از دست رفته‌اش سوگواری می‌کند.»

She grieves for her lost friend.

«او پس از حادثه به‌صورت سکوت غمگین است.»

He grieves silently after the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mournsسوگواری می‌کند

رسمی. معمولاً درباره مرگ استفاده می‌شود و نزدیک به grieves اما رسمی‌تر است.

Formal. Typically used about death, closely related to grieves but more ceremonial.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000