griff

/ɡrɪf/
noun (اسم)slangplural (جمع): griffs

اسم — کلاه‌برداری

کلاه‌برداریحقه

اصطلاح عامیانه برای کلاه‌برداری یا حقه؛ عملی برای فریب دادن کسی

Slang for a swindle or trick; deceitful action to cheat someone

«آن‌ها با یک حقه از پرداخت صورت‌حساب فرار کردند.»

They pulled a griff to avoid paying the bill.

«مراقب کلاه‌برداری‌ها در آن بازار باش.»

Watch out for griffs in that market.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scamکلاه‌برداری

رایج. اصطلاح غیررسمی برای فریب، در مکالمات غیررسمی جایگزین است.

Common informal term for fraudulent schemes, interchangeable in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000