baring

/ˈber.ɪŋ/
bareto expose or uncover-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): baredpast participle (مفعولی): bared-ing (حال): baring3rd (سوم): bares

فعل — برهنه کردن

برهنه کردنباز کردن

نمایش دادن یا باز کردن چیزی، معمولاً بخشی از بدن.

Exposing or uncovering something, usually part of the body.

«او دستش را برای تزریق باز کرده بود.»

He was baring his arm for the injection.

«ریشه‌ها از خاک بیرون زده بودند.»

The roots were baring from the soil.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exposingآشکار کردن

رایج. معنی مشابه اما گسترده‌تر از baring بدن.

Common. Similar meaning but can be broader than baring body parts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000