barked

/bɑrkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): barkedpast participle (مفعولی): barked-ing (حال): barking3rd (سوم): barks

فعل — پارساخت

پارساختواق واق کرد

شکل گذشته فعل 'bark' به معنای صدای پارس سگ یا حیوان مشابه.

Past tense of 'bark': the sound made by a dog or similar animal.

«سگ بلند به غریبه پارس کرد.»

The dog barked loudly at the stranger.

«او صدای پارس سگ را بیرون شنید.»

She heard the dog barked outside.

تفاوت با واژه‌های مشابه
yelpedپارساخت

غیررسمی. صدای پارس کوتاه و تیز.

Informal. A sharp, quick bark.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000