barmy

bar·my/ˈbɑːr.mi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): barmiersuperlative (عالی): barmiest

صفت — دیوانه

دیوانهپوچ

به‌طور شوخ‌طبعانه دیوانه یا احمقانه.

Crazy or foolish in a lighthearted way.

«او کمی دیوانه است ولی بسیار مهربان.»

He’s a bit barmy but very kind.

«فقط یک فرد دیوانه چنین کاری می‌کرد.»

Only a barmy person would do that.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crazyدیوانه

غیررسمی. معنای قوی‌تر یا کلی‌تر از ناپایداری ذهنی، هم‌پوشانی با barmy اما کمتر شوخ‌طبعانه.

Informal. Stronger or more general meaning of mental instability, overlaps with barmy but less playful.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000