barks

/bɑrks/
verb (فعل)commonpast (گذشته): barkedpast participle (مفعولی): barked-ing (حال): barking3rd (سوم): barks

فعل — عیع

عیعپارس کردن

صدایی که سگ تولید می‌کند، معمولاً صدای کوتاه و بلند.

The sound a dog makes, typically a short, loud noise.

«سگ وقتی کسی دم در است پارس می‌کند.»

The dog barks when someone is at the door.

«او صدای پارس سگ‌های دور را در شب شنید.»

He heard distant barks in the night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
yelpsزوزه کوتاه

غیررسمی. صدای سگ با زیرصدای بالا؛ گاهی به جای bark استفاده می‌شود.

Informal. Higher-pitched dog sounds; sometimes used interchangeably.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000