barreling

/ˈbær.əl.ɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): barreledpast participle (مفعولی): barreled-ing (حال): barreling3rd (سوم): barrels

فعل — با سرعت حرکت کردن

با سرعت حرکت کردنشتابان حرکت کردن

با سرعت و قدرت زیاد به‌صورت مستقیم حرکت کردن.

Moving fast and forcefully in a direct line.

«ماشین با سرعت زیاد در بزرگراه حرکت می‌کرد.»

The car was barreling down the highway.

«او با سرعت به سمت خط پایان می‌رفت.»

He was barreling toward the finish line.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rushingشتابان حرکت کردن

رایج. معنی مشابه، با تأکید بر سرعت و نیرو.

Common. Similar meaning, emphasizing speed and force.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000