barring

bar·ring/ˈbɑrɪŋ/
barto block or exclude-ingpresent participle
preposition (حرف اضافه)common

حرف اضافه — به جز

به جزمگر اینکه

به جز، اگر نباشد.

Except for; if not for.

«مگر باران بیاید، پیک‌نیک خواهیم داشت.»

Barring rain, we will have a picnic.

«مگر شرایط اضطراری پیش بیاید، خواهم آمد.»

I will come, barring any emergencies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exceptبه جز

متداول. معادل barring در کاربرد استثنا است.

Common. Used interchangeably with barring to exclude something.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000