فعل — ضربه میزند
ضربه زدن شدید به چیزی (شکل سوم شخص مفرد).
Hits or strikes something forcefully (third person singular)
«وقتی عصبانی است به در کوبیده میشود.»
“He bashes the door when angry.”
«او در مهمانی به پیناتا ضربه زد.»
“She bashes the piñata at the party.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. وقتی میخواهد خرد یا شکستن با ضربه سخت را نشان دهد؛ قویتر از bash است.
Informal. Emphasizes breaking or destroying by hitting hard; stronger than bash.
متضادها
اسم — مهمانی
مهمانی یا جشن پر سر و صدا.
A noisy party or celebration
«آنها برای تولدش یک مهمانی بزرگ گرفتند.»
“They threw a big bash for his birthday.”
«مهمانی تا نیمهشب ادامه داشت.»
“The bash lasted until midnight.”
تفاوت با واژههای مشابه
خیلی رایج. در موقعیتهای غیررسمی برای گردهماییهای اجتماعی قابل تعویض است.
Very common. Interchangeable in informal contexts referring to social gatherings.