battling

bat·tling/ˈbætəlɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): battledpast participle (مفعولی): battled-ing (حال): battling3rd (سوم): battles

فعل — مبارزه کردن

مبارزه کردنجنگیدن

شرکت در مبارزه یا تلاش، به صورت فیزیکی یا معنوی.

Engaging in fighting or struggling, physically or figuratively.

«آنها برای کسب قهرمانی می‌جنگند.»

They are battling to win the championship.

«او با شجاعت با بیماری مبارزه می‌کند.»

He is battling illness courageously.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fightingجنگیدن

روزمره؛ معمولاً برای نبردهای فیزیکی بکار می‌رود.

Everyday; similar meaning often used for physical fights.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000