در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی که ریش دارد.
A person who wears a beard.
«او یک ریشدار مغرور بود که موهای صورتش را با دقت نگهداری میکرد.»
“He was a proud bearder, maintaining his facial hair carefully.”
«همایش پر از ریشدارانی بود که سبکهای منحصربهفرد خود را به نمایش میگذاشتند.»
“The convention was filled with bearders showing off their unique styles.”