bearded

beard·ed/ˈbɪərdɪd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): beardiersuperlative (عالی): beardiest

صفت — ریش‌دار

ریش‌دار

دارای ریش یا موی صورت.

Having a beard or facial hair.

«مرد ریش‌دار با نگاهی گرم لبخند زد.»

The bearded man smiled warmly.

«او ترجیح داد ریش بگذارد به جای اینکه اصلاح کند.»

He preferred to stay bearded rather than shave.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hirsuteموی‌دار

رسمی. توصیف دارا بودن مو، به‌ویژه روی صورت مردان.

Formal. Describes having hair, especially on the face for men.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000