hirsute

hir·sute/ˈhɜːr.suːt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): hirsutersuperlative (عالی): hirsutest

صفت — موفق

موفقموپوشیده

پوشیده از مو؛ پرمو.

Covered with hair; hairy.

«مرد موپوشیده ریش ضخیمی داشت.»

The hirsute man had a thick beard.

«برخی حیوانات به طور طبیعی پرمو هستند.»

Some animals are naturally hirsute.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hairyمو دار

رایج. معنای مشابه ولی عامیانه‌تر و معمولاً برای توصیف حیوانات و افراد به کار می‌رود.

Common. Similar meaning but 'hairy' is more informal and used commonly describing animals and people.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000