bald

/bɔːld/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): baldersuperlative (عالی): baldest

صفت — کچل

کچلبی‌مو

داشتن موهای کم یا بدون مو روی سر

Having little or no hair on the scalp

«او از دهه چهل‌سالگی کچل شده است.»

He has been bald since his 40s.

«آن مرد کچل کلاه به سر داشت.»

The bald man wore a hat.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hairlessبدون مو

رایج. به نبود مو به طور کلی اشاره دارد، می‌تواند جایگزین bald شود اما کمتر خاص به سر است.

Common. Describes absence of hair generally, can replace 'bald' but less specific to scalp.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000