balas

ba·las/ˈbɑːlɑːs/
noun (اسم)archaicplural (جمع): balases

اسم — بالاس

بالاساسپینل سرخ

نوعی اسپینل به رنگ قرمز رز، که قبلاً اصطلاحی برای یاقوت بی‌کیفیت‌تر یا سایه خاصی از آن بود.

A type of rose-red spinel, formerly a term for a ruby of lesser quality or a specific shade.

«تاج ملکه با یاقوت‌های بالاس تزئین شده بود.»

The queen's crown was adorned with balas rubies.

«متون باستانی اغلب از بالاس به عنوان یک سنگ قیمتی مجزا یاد می‌کنند.»

Ancient texts often refer to balas as a distinct gemstone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000