bearing

bear·ing/ˈbɛərɪŋ/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): bearings

اسم — بلبرینگ

بلبرینگیاتاقان

قطعه‌ای در ماشین که از حرکت یا بارگیری درست حمایت می‌کند.

A machine part that supports or guides a moving element.

«یاتاقان دستگاه نیاز به تعویض دارد.»

The machine's bearing needs replacement.

«بلبرینگ‌ها اصطکاک موتور را کاهش می‌دهند.»

Bearings reduce friction in engines.

تفاوت با واژه‌های مشابه
supportحمایت

اصطلاح کلی‌تر برای چیزی که بار را تحمل می‌کند، خاص بلبرینگ نیست.

General term for something that carries load, less specific than bearing.

2noun (اسم)common

اسم — اراده

ارادهموضع

شیوه ایستادن یا حرکت فرد که اعتماد به نفس یا نگرش را نشان می‌دهد.

A person's way of standing or moving, showing confidence or attitude.

«او با اراده‌ای غرورآمیز راه می‌رفت.»

She walked with a proud bearing.

«موضع او تأثیر خوبی روی مصاحبه‌کنندگان گذاشت.»

His bearing impressed the interviewers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
postureطرز ایستادن

رایج. به موقعیت بدن اشاره دارد و در بعضی موقعیت‌ها با bearing جایگزین می‌شود.

Common. Refers specifically to the position or carriage of the body, can be interchangeable with bearing in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000