اسم — بلبرینگ
قطعهای در ماشین که از حرکت یا بارگیری درست حمایت میکند.
A machine part that supports or guides a moving element.
«یاتاقان دستگاه نیاز به تعویض دارد.»
“The machine's bearing needs replacement.”
«بلبرینگها اصطکاک موتور را کاهش میدهند.»
“Bearings reduce friction in engines.”
تفاوت با واژههای مشابه
اصطلاح کلیتر برای چیزی که بار را تحمل میکند، خاص بلبرینگ نیست.
General term for something that carries load, less specific than bearing.
اسم — اراده
شیوه ایستادن یا حرکت فرد که اعتماد به نفس یا نگرش را نشان میدهد.
A person's way of standing or moving, showing confidence or attitude.
«او با ارادهای غرورآمیز راه میرفت.»
“She walked with a proud bearing.”
«موضع او تأثیر خوبی روی مصاحبهکنندگان گذاشت.»
“His bearing impressed the interviewers.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به موقعیت بدن اشاره دارد و در بعضی موقعیتها با bearing جایگزین میشود.
Common. Refers specifically to the position or carriage of the body, can be interchangeable with bearing in some contexts.