در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پوست و خز ضخیم خرس؛ همچنین کلاهی بلند از خز که برخی نگهبانان نظامی میپوشند
The thick fur or pelt of a bear; also, a tall fur hat worn by some military guards
«سرباز کلاه خزدار را به عنوان بخشی از یونیفورم خود پوشید.»
“The soldier wore a bearskin hat as part of his uniform.”
«فرشهای پوست خرس نرم ولی سنگین هستند.»
“Bearskin rugs are soft but heavy.”