beckons

beck·ons/ˈbɛkənz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): beckonedpast participle (مفعولی): beckoned-ing (حال): beckoning3rd (سوم): beckons

فعل — آوَرْدن

آوَرْدناشاره کردن

با دست یا حرکت، کسی را دعوت به آمدن یا دنبال کردن کردن

to make a gesture to encourage someone to come nearer or follow

«او با اشاره او را دعوت به آمدن نزدیک‌تر می‌کند.»

She beckons him to come closer.

«چراغ مسافران را شب‌ها به سمت خود می‌برد.»

The light beckons travelers at night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gestureاشاره کردن

معنای مشابه؛ beckon مخصوص دعوت به نزدیک شدن است.

Similar meaning; 'beckon' specifically involves inviting to approach.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000