become established

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·come es·tab·lished/bɪˈkʌm ɪˈstæblɪʃt/
phrase (عبارت)common

عبارت — جا افتادن

جا افتادنتثبیت شدن

به‌مرور پذیرفته، موفق یا محکم و شناخته‌شده شدن.

to become accepted, successful, or firmly recognized over time

«شرکت در بازار محلی جا افتاد.»

The company became established in the local market.

«او به‌عنوان نویسنده‌ای شناخته‌شده تثبیت شد.»

She became established as a writer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000