در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مشخص بودن یا واضح بودن چیزی را سخت یا مبهم کردن، به ویژه به صورت استعاری (مانند افکار یا احساسات).
To make something unclear or obscure, especially figuratively (e.g., thoughts or feelings).
«زبان پیچیده معنای متن را مبهم کرد.»
“The complex language beclouded the meaning of the text.”
«تردیدهای او قضاوتش را تار کرد.»
رایج. باعث کمتر واضح شدن یا سختی فهمیدن چیزی شدن.
Common. To make less clear or hard to understand.