become visible

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·come vis·i·ble/bɪˈkʌm ˈvɪzəbəl/
phrase (عبارت)common

عبارت — قابل دیدن شدن

قابل دیدن شدننمایان شدنپدیدار شدن

به جایی رسیدن که بتوان آن را دید یا در معرض دید قرار گرفتن.

To come into view or be able to be seen.

«ستاره‌ها پس از غروب قابل دیدن شدند.»

The stars became visible after sunset.

«مسیر از میان مه نمایان شد.»

The path became visible through the fog.

تفاوت با واژه‌های مشابه
appearظاهر شدن

روزمره است. وقتی چیزی وارد میدان دید می‌شود می‌تواند جای این عبارت بیاید: the village appeared درست است، اما معنی به نظر رسیدن یا حاضر شدن هم می‌دهد. برای ظاهر شدن ساده در دید به کار می‌رود.

Everyday. It can replace this phrase when something comes into sight: 'the village appeared' works, but it can also mean seem or become present. Use it for a simple arrival in view.

emergeبیرون آمدن

خنثی است. وقتی چیزی از پشت یا درون چیزی بیرون می‌آید می‌تواند جای این عبارت بیاید: the sun emerged from clouds درست است، اما برای هر شیء ثابت و قابل‌دیدنی نه. برای حرکت به سوی دید به کار می‌رود.

Neutral. It can replace this phrase when something comes out from behind or within something: 'the sun emerged from clouds' works, but not for any static visible object. Choose it for movement into view.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000