become evident

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·come ev·i·dent/bɪˈkʌm ˈevɪdənt/
phrase (عبارت)formal

عبارت — مشهود شدن

مشهود شدنآشکار شدن

از روی واقعیت‌ها یا شرایط روشن و واضح شدن.

to start to be clear or obvious from the facts or situation

«فواید آن بعد از یک ماه آشکار شد.»

The benefits became evident after a month.

«روشن شد که طرح شکست خورده است.»

It became evident that the plan had failed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000