beefed

/biːft/
verb (فعل)informalpast (گذشته): beefedpast participle (مفعولی): beefed-ing (حال): beefing3rd (سوم): beefs

فعل — شکایت کردن

شکایت کردنغر زدن

(عامیانه) شکایت کردن یا نارضایتی اعلام کردن درباره چیزی.

(Slang) To complain or protest about something.

«او درباره خدمات ضعیف شکایت کرد.»

He beefed about the poor service.

«او در شبکه‌های اجتماعی غر زد.»

She beefed on social media.

تفاوت با واژه‌های مشابه
complainedشکایت کرد

رایج. معادل رسمی‌تر ولی کمتر محاوره‌ای beefed.

Common. Formal equivalent but less informal than 'beefed.'

protestedاعتراض کرد

رسمی. در زمینه‌های جدی کاربرد دارد و کمتر در محاوره جایگزین می‌شود.

Formal. Used in serious contexts, less interchangeable in casual settings.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000