complained

com·plained/kəmˈpleɪnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): complainedpast participle (مفعولی): complained-ing (حال): complaining3rd (سوم): complains

فعل — شکایت کرد

شکایت کردابراز نارضایتی کرد

ناراحتی یا نارضایتی خود را درباره چیزی ابراز کردن.

Expressed dissatisfaction or annoyance about something.

«او از همسایه‌های پرصدا شکایت کرد.»

She complained about the noisy neighbors.

«آن‌ها ابراز نارضایتی کردند که سرویس کند است.»

They complained that the service was slow.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grumbledغر زد

غیررسمی. معنی مشابه اما معمولاً بیشتر به غر زدن پیوسته اشاره دارد.

Informal. Similar meaning but usually more quiet or ongoing complaining.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000