verb (فعل)commonpast (گذشته): compiledpast participle (مفعولی): compiled-ing (حال): compiling3rd (سوم): compiles
فعل — گردآوری کردن
گردآوری کردنتدوین کردن
جمعآوری و کنار هم گذاشتن اطلاعات یا دادهها در قالب یک کتاب، فهرست یا پرونده.
To gather and put together information or data into a book, list, or file.
«او تمام تحقیقات را در یک گزارش جمعآوری کرد.»
“She compiled all the research into a report.”
«کتاب از منابع مختلف گردآوری شده بود.»
“The book was compiled from various sources.”
تفاوت با واژههای مشابه
assembled— سرهم کردن
معمولی. هنگام گردآوری چیزها قابل جابهجایی است ولی رسمیتر نیست.
Common. Interchangeable when referring to gathering items but less formal.
collected— جمعآوری شده
معمولی. زمانی که به جمعآوری تاکید شود جایگزین است اما جنبه سازماندهی را ندارد.
Common. Can replace compiled when emphasizing gathering but not the organization aspect.