complacency

com·pla·cen·cy/kəmˈplæsənsi/
com-with, togetherplacplease-encystate or quality of
noun (اسم)formal

اسم — خودرضایتی

خودرضایتیازخودراضی بودن

حسی از رضایت خودبزرگ‌بینانه یا ناآگاهی از خطرات یا مشکلات احتمالی.

A feeling of self-satisfaction or unawareness of potential dangers or problems.

«خودراضی بودنش باعث شد از هشدارهای واضح غافل شود.»

His complacency caused him to ignore clear warnings.

«ازخودراضی بودن در ایمنی می‌تواند به حوادث منجر شود.»

Complacency in safety can lead to accidents.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000