complacent

com·pla·cent/kəmˈpleɪsənt/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more complacentsuperlative (عالی): most complacent

صفت — راضی به خود

راضی به خودخودرضا

راضی به خود بودن، مخصوصاً وقتی از خطرات یا مشکلات احتمالی بی‌خبر باشد.

Showing self-satisfaction especially when unaware of potential dangers or problems.

«او پس از موفقیت اولیه‌اش خودراضی شد.»

He became complacent after his early success.

«نگرش خودراضی اغلب به اشتباه منجر می‌شود.»

Complacent attitudes often lead to mistakes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
smugخودپسند

غیررسمی و منفی‌تر از complacent؛ حاکی از تکبر و احساس برتری است.

Informal and more negative than complacent; implies arrogance and superiority.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000