beeped

/biːpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): beepedpast participle (مفعولی): beeped-ing (حال): beeping3rd (سوم): beeps

فعل — بوق زدن

بوق زدنبیپ کردن

صدای کوتاه و زیر مانند بوق ماشین یا سیگنال الکترونیکی ایجاد کردن.

Made a short, high-pitched sound like a car horn or electronic signal.

«ماشین برای هشدار به عابر بوق زد.»

The car beeped to warn the pedestrian.

«مایکروویو وقتی تمام شد بیپ زد.»

The microwave beeped when finished.

تفاوت با واژه‌های مشابه
honkedبوق زدن

رایج. معمولاً برای بوق‌های بلندتر خودروها است.

Common. Usually for louder vehicle horns, less similar but close.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000