verb (فعل)formalpast (گذشته): befellpast participle (مفعولی): befallen-ing (حال): befalling3rd (سوم): befalls
فعل — رخ میدهد
رخ میدهداتفاق میافتد
اتفاق افتادن برای کسی، معمولاً اتفاق بد یا ناگوار.
Happens to someone, usually something bad or unfortunate.
«مشکل برای کسانی که هشدارها را نادیده میگیرند پیش میآید.»
“Trouble befalls those who ignore warnings.”
«فاجعهای برای روستا اتفاق افتاد.»
“A disaster befell the village.”
تفاوت با واژههای مشابه
happens— اتفاق میافتد
رایج. اصطلاح عمومی برای وقوع، کمتر رسمی است.
Common. General term for occurrence, less formal.