در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی را بدون اثبات قطعی درست یا واقعی دانستن.
To accept something as true or real without absolute proof.
«من باور دارم که او صادق است.»
“I believe that he is honest.”
«او به ارواح ایمان دارد.»
“She believes in ghosts.”
روزمره. وقتی به صداقت یا توانایی کسی اشاره دارد جایگزین believe میشود، مثل 'به تو اعتماد دارم' اما نه 'به داستان اعتماد دارم'.
Everyday. Can replace 'believe' when referring to relying on someone's honesty or ability, e.g. 'I trust you' works, but not 'I trust the story'.
معمولی. وقتی به قبول واقعیتها یا ایدهها اشاره دارد جایگزین believe میشود، مثلاً 'من حقیقت را میپذیرم'، کمتر برای احساسات کاربرد دارد.
Common. Can replace 'believe' when referring to acknowledging facts or ideas, e.g. 'I accept the truth' works, less so for feelings.
به یک شخص یا سازمان اعتماد یا اطمینان داشتن.
To trust or have confidence in a person or organization.
«آنها به تیمشان اعتماد دارند.»
“They believe in their team.”
«من اطمینان دارم که تو موفق میشوی.»
“I believe you will succeed.”
روزمره. وقتی تأکید بر اتکا به کسی است جایگزین believe میشود، مانند 'من روی تو حساب میکنم' اما نه 'من معتقدم او صادق است'.
Everyday. Can replace 'believe' when emphasizing dependence on someone, e.g. 'I rely on you' works, but not 'I rely that he is honest'.