bellowing

bel·low·ing/ˈbel.oʊ.ɪŋ/
bellowto roar or shout loudly-ingpresent participle or continuous action
verb (فعل)commonpast (گذشته): bellowedpast participle (مفعولی): bellowed-ing (حال): bellowing3rd (سوم): bellows

فعل — غرغر کردن

غرغر کردنفریاد زدن بلند

داد زدن یا رعدآسا صدا دادن با صدایی بلند و عمیق، مخصوصاً از جانور یا انسان.

Making a loud, deep roaring noise, especially when shouting or from an animal.

«گاو نر در مزرعه غر می‌کشید.»

The bull was bellowing in the field.

«او با صدای بلند به کارگران دستور می‌داد.»

He was bellowing orders at the workers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roaringغرغر

رایج. صدای بلند مشابه، غالباً از حیوانات؛ در بسیاری موارد قابل جایگزینی.

Common. Similar loud sound, often from animals; interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000