در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با کسی که به دیگران کمک مالی یا مساعدت میکند؛ خیرخواه و بخشنده.
Related to or serving as a benefactor; charitable or giving aid.
«فعالیتهای نیکوکارانه بنیاد به خانوادههای زیادی کمک کرد.»
“The benefactory activities of the foundation helped many families.”
«او نقش حمایتی و نیکوکارانهای در جامعه داشت.»
“He played a benefactory role in the community.”
رایج. معنای مشابه کمک و بخشش؛ برای سخاوت و نیکوکاری به کار میرود.
Common. Similar sense of giving help or aid; used for generosity and philanthropy.