benedicite

ben·e·dic·i·te/ˌbɛnɪˈdɪsɪtiː/
benegood / welldicereto say
1interjection (حرف ندا)literary

حرف ندا — برکت باد

برکت بادخدا یارتان

(در آیین مسیحی) یک دعا یا نیایش، به ویژه آنی که با 'خداوند را برکت دهید' آغاز می‌شود.

(In Christian liturgy) A blessing or invocation, especially one beginning 'Bless ye the Lord'.

«کشیش قبل از غذا 'برکت باد' را ادا کرد.»

The priest offered a 'benedicite' before the meal.

«'برکت باد!' او با بالا بردن دستانش در دعا فریاد زد.»

'Benedicite!' he exclaimed, raising his hands in prayer.

2noun (اسم)literaryplural (جمع): benedicites

اسم — سرود برکت

سرود برکت

سرود یا تهلیلی از کتاب دانیال که به عنوان سرود مذهبی خوانده یا تلاوت می‌شود.

A canticle from the Book of Daniel, sung or recited as a hymn.

«گروه کر سرود 'برکت' را به زیبایی خواند.»

The choir sang the 'Benedicite' beautifully.

«آنها سرود برکت را در دعاهای صبحگاهی خود گنجاندند.»

They included the Benedicite in their morning prayers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000