benzine

ben·zine/ˈbɛnziːn/
1noun (اسم)technical

اسم — بنزین سبک

بنزین سبکنفتا

مخلوطی مایع و بسیار قابل اشتعال از هیدروکربن‌ها که عمدتاً به عنوان حلال و سوخت در برخی چراغ‌ها استفاده می‌شود و شبیه به بنزین است اما نقطه جوش پایین‌تری دارد.

A highly flammable liquid hydrocarbon mixture, primarily used as a solvent and as a fuel in some lamps, similar to gasoline but with a lower boiling point.

«بنزین سبک معمولاً در آزمایشگاه‌ها به عنوان حلال استفاده می‌شود.»

Benzine is commonly used in laboratories as a solvent.

«اجاق‌های قدیمی کمپینگ گاهی با بنزین سبک کار می‌کردند.»

Old camping stoves sometimes ran on benzine.

2noun (اسم)dated

اسم — بنزین (قدیمی)

بنزین (قدیمی)

(قدیمی/تاریخی) در متون قدیمی‌تر اغلب به جای بنزین معمولی (گازولین) به کار می‌رفته است.

(Dated/Historical) Often used interchangeably with gasoline in older texts.

«ماشین قدیمی به بنزین (نوع خاص) نیاز داشت، نه بنزین مدرن.»

The old car required benzine, not modern petrol.

«او قبل از غروب آفتاب چراغ را با بنزین پر کرد.»

He filled the lamp with benzine before nightfall.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000