در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
(غیررسمی) مخفف بنزودیازپین، دستهای از داروهای روانگردان که برای درمان اضطراب، بیخوابی و تشنج استفاده میشوند.
(Informal) Short for benzodiazepine, a class of psychoactive drugs used to treat anxiety, insomnia, and seizures.
«برای اضطراب شدیدش، برای او یک بنزو (بنزودیازپین) تجویز شد.»
“He was prescribed a benzo for his severe anxiety.”
«الکل را با بنزوها مخلوط نکنید؛ بسیار خطرناک است.»
“Don't mix alcohol with benzos; it can be very dangerous.”
(غیررسمی) مخفف بنزوئیل پراکسید، داروی موضعی رایجی که برای درمان آکنه استفاده میشود.
(Informal) Short for benzoyl peroxide, a common topical medication used to treat acne.
«هر شب یک ژل بنزو (بنزوئیل پراکسید) به صورتم میزنم.»
“I apply a benzo gel to my face every night.”
«بسیاری از درمانهای آکنه حاوی بنزو هستند.»
“Many acne treatments contain benzo.”