bequeath

be·queath/bɪˈkwiːθ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): bequeathedpast participle (مفعولی): bequeathed-ing (حال): bequeathing3rd (سوم): bequeaths

فعل — وصیت کردن

وصیت کردنبه ارث گذاشتن

با وصیت، دارایی یا پولی را بعد از مرگ به کسی منتقل کردن.

To officially leave property or money to someone in a will after death.

«او ملک خود را به فرزندانش وصیت کرد.»

She bequeathed her estate to her children.

«او کتاب‌هایش را به کتابخانه وصیت کرد.»

He bequeathed his books to the library.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leaveبه جا گذاشتن

رسمی. در زمینه قانونی یا وصیت قابل جایگزینی با bequeath است.

Formal. Used in legal or will contexts; interchangeable with 'bequeath' in these contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000