betimes

be·times/bɪˈtaɪmz/
adverb (قید)archaic

قید — زود

زودبه موقع

زود یا به موقع

early or in good time

«باید زود حرکت کنیم تا از ترافیک جلوگیری شود.»

We must leave betimes to avoid traffic.

«او برای جلسه به موقع رسید.»

He arrived betimes for the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
earlyزود

رایج. جایگزین betimes است اما betimes رسمی و قدیمی‌تر است.

Common. Interchangeable with 'betimes' but betimes is archaic/formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000