bigmouth

big·mouth/ˈbɪɡˌmaʊθ/
biglargemouthopening for speaking
noun (اسم)informalplural (جمع): bigmouths

اسم — پرحرف

پرحرفزبان‌بزرگ

کسی که زیاد حرف می‌زند و معمولاً اسرار یا حرف‌های خصوصی را فاش می‌کند.

Someone who talks too much, especially revealing secrets or gossip.

«زبان‌بزرگ نباش و راز را حفظ کن.»

Don’t be a bigmouth and keep it secret.

«او خیلی پرحرف است، همه را از نقشه باخبر کرد.»

He’s such a bigmouth, he told everyone the plan.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blabbermouthپرحرف

غیررسمی. منفی‌تر، تأکید روی حرف زدن بی‌وقفه و بی‌ملاحظه.

Informal. More negative, emphasizes indiscreet talking.

chatterboxپرحرف

غیررسمی. تأکید بر حرف زیاد زدن بدون الزاماً فاش کردن اسرار.

Informal. Focuses on talking a lot, not necessarily revealing secrets.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000