verb (فعل)commonpast (گذشته): bikedpast participle (مفعولی): biked-ing (حال): biking3rd (سوم): bikes
فعل — دوچرخه سواری کرد
دوچرخه سواری کرد
سوار دوچرخه شدن در گذشته.
Rode a bicycle.
«او امروز صبح با دوچرخه به سرکار رفت.»
“She biked to work this morning.”
«دیروز از پارک با دوچرخه عبور کردیم.»
“We biked through the park yesterday.”
تفاوت با واژههای مشابه
cycled— دوچرخه سواری کرد
معمولی. مترادف برای سواری دوچرخه است.
Common. Synonym specifically for riding a bicycle.