biked

/baɪkt/
bikebicycle-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): bikedpast participle (مفعولی): biked-ing (حال): biking3rd (سوم): bikes

فعل — دوچرخه سواری کرد

دوچرخه سواری کرد

سوار دوچرخه شدن در گذشته.

Rode a bicycle.

«او امروز صبح با دوچرخه به سرکار رفت.»

She biked to work this morning.

«دیروز از پارک با دوچرخه عبور کردیم.»

We biked through the park yesterday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cycledدوچرخه سواری کرد

معمولی. مترادف برای سواری دوچرخه است.

Common. Synonym specifically for riding a bicycle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000