bigwig

big·wig/ˈbɪɡwɪɡ/
noun (اسم)informalplural (جمع): bigwigs

اسم — آدم کله‌گنده

آدم کله‌گندهشخصیت مهم

یک شخص مهم، معمولاً در یک سازمان یا زمینه خاص.

An important person, usually in an organization or field.

«آدم‌های کله‌گنده از دفتر مرکزی شرکت بازدید کردند.»

The bigwigs from the company's head office visited.

«او خود را یک شخصیت مهم در صنعت فناوری می‌داند.»

He considers himself a bigwig in the tech industry.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dignitaryمقام بلندپایه

رسمی. به شخصی با رتبه یا مقام بالا اشاره دارد، اغلب در زمینه‌های عمومی یا رسمی استفاده می‌شود. 'مقامات بلندپایه خارجی در مراسم شرکت کردند.' 'Bigwig' غیررسمی است و می‌تواند به اهمیت در هر زمینه‌ای، نه فقط نقش‌های رسمی، اشاره کند.

Formal. Refers to a person holding a high rank or office, often used in public or official contexts. 'Foreign dignitaries attended the ceremony.' 'Bigwig' is informal and can apply to importance in any field, not just official roles.

honchoرئیس

غیررسمی، انگلیسی آمریکایی. به فرد مسئول یا دارای اختیار اشاره دارد، اغلب در یک گروه یا پروژه خاص. 'او رئیس بخش فروش است.' مشابه 'bigwig' اما بیشتر بر رهبری در یک تیم خاص تمرکز دارد.

Informal, American English. Refers to the person in charge or with authority, often in a specific group or project. 'He's the head honcho of the sales department.' Similar to 'bigwig' but more focused on leadership within a specific team.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000