bilk

/bɪlk/
verb (فعل)formalpast (گذشته): bilkedpast participle (مفعولی): bilked-ing (حال): bilking3rd (سوم): bilks

فعل — کلاه گذاشتن

کلاه گذاشتنکلاهبرداری کردن

کسی را فریب دادن یا کلاهبرداری کردن، به‌ویژه با نپرداختن پول.

To cheat or defraud someone, especially by withholding money owed.

«صاحبخانه از مستاجران پیش‌پرداخت‌ها را کلاه گذاشت.»

The landlord bilked tenants out of their deposits.

«او به خاطر کلاهبرداری از سرمایه‌گذاران دستگیر شد.»

He was arrested for bilking investors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swindleکلاهبرداری

غیررسمی. کلاه گذاشتن اغلب با فریب، در بسیاری از مواقع قابل تعویض است.

Informal. To cheat, often with deception, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000