در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به بازی بیلیارد (بازیهای چوبی).
Related to the game of billiards (cue sports).
«او قهرمان بازی بیلیارد است.»
“He is a billiard champion.”
«تمام بعدازظهر بیلیارد بازی کردند.»
“They played billiard all afternoon.”
بازیای که در آن توپها با چوب روی میز زده میشوند.
The game in which balls are hit on a table with cues.
«او از بازی بیلیارد لذت میبرد.»
“He enjoys playing billiard.”
«آنها به سالن بیلیارد رفتند.»
“They went to the billiard hall.”