billed

/bɪld/
billstatement of charges-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): billedpast participle (مفعولی): billed-ing (حال): billing3rd (سوم): bills

فعل — صورتحساب داده شده

صورتحساب داده شدههزینه شده

از کسی برای کالا یا خدمات هزینه دریافت کردن.

Charged someone for goods or services.

«مشتری برای خدمات اضافی صورتحساب شد.»

The customer was billed for extra services.

«مصرف برق به صورت ماهانه صورتحساب می‌شود.»

Electricity usage is billed monthly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chargedشارژ شده

متداول. معنی مشابه، در بیشتر موارد در زمینه پول قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning, interchangeable in most cases when referring to money.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000